body
کد خبر: ۸۴۸۰
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۸
دانشنامه وقف/
این دانشنامه وقف به موقوفات حضرت آیت الله سید ابوالقاسم خویی (رحمه الله) پرداخته است.
امنیانه: آیـت الله حاج سید ابوالقاسم خوئى، در شب نیمه رجب 1317 هـ ق در شهرستان خوى از تـوابـع آذربـایـجان غربى، در یک خانواده علمى و مذهبى دیده به جهان گشود. والد بزرگوار او، مـرحوم آیت الله سید على اکبر خوئى، از شاگردان مبرز آیت الله شیخ عبدالله مامقانى بود که پس از فـراغت از تحصیل به زادگاه خود مراجعت نموده و به وظایف روحانى خود اشتغال مى ورزید، پس از مطرح شدن مشروطیت در ایران و موضع گیریهایى که دو طرف موافق و مخالف داشتند، او در سـال 1328 هـ ق شـهـرسـتان خوى را به قصد سکونت در نجف اشرف ترک گفت.

سید ابوالقاسم جوان نیز در سن 13 سالگى، همراه برادرش سید عبدالله خوئى در سال 1330 به پدر خود پیوستند و در نـجف شروع به فراگرفتن ادبیات عرب، منطق و سطوح عالیه نمودند. درحدود 21 سالگى بود که شایستگى آن را پیدا نمود تا در درس خارج بزرگترین مدرس حوزه علمیه نجف، یعنى مرحوم آیت الله العظمى شیخ الشریعه اصفهانى حاضر شود و خوشه‏چین علوم و معارف او گردد، البته جز آن استاد بزرگ، اساتید دیگرى هم در رشته‌هاى مختلف و در مقاطع تحصیلى متفاوت داشته همچون آیت الله شیخ مهدی مازندرانی آیت الله شیخ ضیاء الدین عراقی و آیت الله شیخ محمدحسین نائینی.

او در حوزه‌های مختلف علوم حوزوی صاحب رای و اندیشه‌است که از آن جمله می‌توان به بحث‌های گسترده وی در علوم فقه و اصول اشاره کرد.

آیت الله خوئی ۷ فرزند پسر و ۵ فرزند دختر داشت. فرزند بزرگتر ایشان آیت الله سید جمال‏الدین خوئی از فضلای حوزه نجف بشمار می‌رفت که در طول سالیان دراز درکنار پدر تلاش کرد و علاوه بر شاگردی نزد پدر خود نیز تدریس می‌کرد. سید عبدالمجید خویی فرزند دیگر او همراه با نیروهای ائتلاف در حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ وارد کشور شد و در مسجدی نزدیکی حرم امیرالمومنین × در نجف اشرف ترور و به شهادت رسیدند؛ همچنین مرحوم حجة الاسلام سید محمدتقی خویی از فضلای نجف اشرف به شمار می‏رفت.

آیت الله خویی شاگردان بسیاری را از کشورهای مختلفی چون ایران، کویت، پاکستان، سوریه، لبنان، بحسرین، هند، افغانستان، آفریقا، خاور دور و عراق تربیت کرد. وی در تمام طول عمر خویش به عده معدودی از شاگردان خود اجازه اجتهاد داد.

از شاگردان ایرانی او می‌توان به حضرات آیات: سید علی سیستانی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، میرزا محسن کوچه‌باغی تبریزی، سید محمدصادق روحانی، میرزا جواد تبریزی، شیخ حسین وحید خراسانی، شیخ عبدالکریم حق‌شناس و سید جلال‌الدین فقیه ایمانی اشاره کرد و از شاگردان ایشان در دیگر کشورها می‏توان آیت الله شیخ محمداسحاق فیاض افغانی، آیت الله سید محمدحسین فضل‌الله، آیت الله آصف محسنی قندهاری، آیت الله علاءالدین بحرالعلوم و آیت الله سید محمدباقر صدر را نام برد.

از وی کتب بسیاری در موضوعات مختلف علوم اسلامی بجا مانده‌است که از میان آنها می‌توان به کتاب‌هایی چون: اجود التقریرات در اصول فقه، البیان فی علم التفسیر در تفسیر قرآن، نفحات الاعجاز فی علوم القرآن، منهاج الصالحین فی بیان احکام الفقه که تا کنون بیست و هشت بار تجدید چاپ شده‌است، مناسک الحج و توضیح المسائل اشاره کرد.

وی همچنین در علم رجال به نگارش کتابی در بیست و سه مجلد با عنوان معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة پرداخت.

متن وقفنامه

اما بعد؛ مخفی نماند آنکه این جانب سید ابوالقاسم، فرزند مرحوم مبرور حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج سید علی اکبر خوئی ـ طاب ثراه ـ وقف صحیح شرعی نمودم مدرسه و منازل قم و کتابخانه‏ی قم و مدرسه و کتابخانه و بیمارستان و درمانگاه مشهد مقدس و کتابخانه‏ی اصفهان و رز هتل مشهد مقدس و پاساژی که در اصفهان به دستور این جانب تهیه شده است، به موجب تفصیلی که ذیلاً مرقوم می‏گردد:

ألف) مدرسه قم و مدرسه مشهد مقدس:

1ـ ساکن مدرسه باید طلبه‏ی محصّل و معمّم یا متلبّس به لباس روحانیت و متدیّن باشد.

2ـ ملتزم به قوانین وقفنامه و قوانینی که متولی با در نظر گرفتن مصلحت وقف و اقتضاء وقف جعل می‏کند، باشد.

ب) منازل:

1ـ این منازل وقف بر طلاب علوم دینی به قرار زیر می‏باشد:

2ـ ساکن باید طلبه‏ی متدیّن و محصّل و معمّم و مقیم در حوزه‏ی علمیه‏ی قم باشد.

3ـ در قم منزل ملکی نداشته باشد.

4ـ ملتزم به مواد وقفنامه و قوانینی که متولی وقف با در نظر گرفتن مصلحت وقف جعل می‏نماید، باشد.

5ـ مدّت بقاء در این منازل یک سال است، لیکن متولی بعد از انتهای مدت، حق تجدید آن را دارد.

6ـ سکنی در این منازل مجانی است، لیکن متولی در صورت صلاحدید، حق گرفتن مبلغی را از ساکنین دارد مشروط بر آن که این مبلغ از ثلث اجرة المثل تجاوز ننماید.

7ـ تخلّف ساکنین از تطبیق مواد وقفنامه یا قوانینی که متولی با در نظر گرفتن مصالح موقوفه می‏نماید، موجب سلب حق سکنی می‏گردد.

8ـ متولی در صورت صلاحدید، حق تخلیه‏ی منازل را قبل از انتهاء مدت مقرّره را دارد.

9ـ ساکنین منازل، حق اشتراک غیر خود را بدون اجازه‏ی متولی ندارند.

ج) کتابخانه‏ی مشهد مقدس و کتابخانه‏ی اصفهان و کتابخانه‏ی قم:

1ـ در نشر معارف اسلامی و بالأخص مذهب حقه‏ی جعفری اثنا عشری کوشا باشد.

2ـ قوانین اداره کتابخانه و کیفیت دسر اختیار گذاشتن کتاب را متولی وقف تعیین می‏نماید.

د) بیمارستان و درمانگاه مشهد مقدس:

ـ تعیین هیئت اداره و مبلغ دریافتی به ازاء درمان و غیره، منوط به نظر متولی است.

هـ) رُز هتل مشهد مقدس و پاساژ اصفهان:

1ـ این دو عمارت، وقف بر مصارف و لوازم و تعمیر منازل قم و مدرسه‏ی قم و مشهد مقدس و کتابخانه‏ی مشهد مقدس و قم و اصفهان و بیمارستان و درمانگاه مشهد مقدس است.

2ـ عمارتهایی که در آینده احتمالاً به این دو ضمیمه می‏گردد، حکم این دو عمارت را دارد.

3ـ درآمد این دو عمارت بعد از اخراج سهم متولی‏ها و ناظر اوقاف مذکوره که بعداً در همین ورقه تعیین خواهد شد، باید به نظر متولی وقف صرف گردد.

4ـ در صورت احتیاج خود عمارتها به تعمیر، متولی حق دارد تعمیر آنها را از درآمدهایشان تأمین نماید.

5ـ تعیین کیفیت درآمد و استفاده از این عمارتها با متولی وقف است... .

متولّیان وقف:

1ـ تولیت این اوقاف مادام الحیاة خودم، با خود این جانب است و بعد از وفات این جانب در درجه‏ی اول با نور چشمی حجة الاسلام سید جمال و نور چشمی ثقة الاسلام سید محمد تقی و حجة الاسلام سید جلال فقیه ایمانی علی نحو الاشتراک می‏باشد. و در صورت فقدان یا استعفای یکی از این سه نفر، دو نفر باقیمانده علی نحو الاشتراک متولی خواهند بود و با فقدان یا استعفای یکی از دو نفر شخص باقیمانده با یک نفر (بقیه در صفحه‏ی دوم، دفترخانه‏ی 17 اصفهان) احقّ از درجه‏ی دوم علی نحو الاشتراک متولی خواهند بود.

درجه‏ی دوم: دو نفر از اکبر اولاد ذکور صلبی این جانب مشروط بر این که اهل علم و متدین و صالح باشند.

درجه‏ی سوم: دو نفر از اکبر احفاد این جانب ـ اولاد ذکور از اولاد ذکور این جانب طبقةً بعد طبقةٍ و نسلاً بعد نسل، مشروط بر این که اهل علم و متدین و صالح باشند.

درجه‏ی چهارم: دو نفر از اکبر اسباط ـ اولاد ذکور از اولاد اناث این جانب، طبقةً بعد طبقةٍ و نسلاً بعد نسل، مشروط بر این که اهل علم و متدین و صالح باشند.

درجه‏ی پنجم: در صورت انحصار ذریه‏ی اهل علم واجد الشرائط این جانب از جمیع طبقات متقدمه، به یک نفر مرجع اعلای شیعه‏ی وقت یکی از اولاد غیر اهل علم و متدین و صالح این جانب را با مراعاة طبقات مذکوره‏ی فوق به او منضمّ می‏نماید و این دو با هم علی نحو الاشتراک متولی خواهند بود.

و در صورت انقراض اهل علم از ذریه‏ی این جانب (لا سمح الله) مرجع اعلای شیعه‏ی وقت، دو نفر از اولاد غیر اهل علم این جانب را مشروط بر این که متدین و صالح باشند به ضمیمه‏ی یک نفر از اهل علم متدین و صالح را برای تولیت تعیین می‏فرماید و این سه (3) نفر علی نحو الاشتراک تولیت اوقاف را عهده‏دار خواهند بود.

و در صورت انقراض ذریه‏ی این جانب یا فقدان متدین و صالح در آنان ـ (العیاذ بالله) ـ مرجع اعلای شیعه‏ی وقت، دو نفر از اولاد غیر اهل علم این جانب را مشروط بر این که متدین و صالح باشند به ضمیمه‏ی یک نفر از اهل علم متدین و صالح را برای تولیت تعیین می‏فرماید و این سه (3) نفر علی نحو الاشتراک تولیت اوقاف را عهده‏دار خواهند بود.

و در صورت انقراض ذریه‏ی این جانب یا فقدان متدین و صالح در آنان ـ (العیاذ بالله) ـ مرجع اعلای شیعه‏ی وقت دو نفر از آقایان اهل علم متدین صالح را به عنوان تولیت تعیین می‏فرماید.

2ـ متولی در هر طبقه‏ای به استثناء درجه‏ی اول و صورت انقراض اهل علم از ذریه‏ی اینجانب، دو نفر خواهند بود و اما در خصوص این دو صورت استثناء شده، متولی (به نحو مذکور در فوق) سه (3) نفر خواهند بود.

3ـ در صورتی که در طبقه‏ی سابقه، بیش از یک نفر واجد الشرائط نباشد، یکی از واجدین شرائط طبقه‏ی بعدی به او منضمّ خواهد شد.

4ـ در صورتی که یکی از متولیان درجه‏ی اول در ضمن دو متولی وقف نباشد، مرجع اعلای شیعه‏ی وقت، ناظری بر متولیان وقف تعیین می‏فرماید.

5ـ در صورت اختلاف بین سه متولی درجه‏ی اول، رأی اکثریت آنان لازم الاجراء است و در صورتی که رأی دو نفر از آنان بر امری قرار نگیرد، رأی مرجع اعلای شیعه‏‏ی وقت، لازم الاطاعة می‏باشد.

6ـ در صورت اختلاف بین سایر متولیان بعد از درجه‏ی اول، رأی موافق با رأی ناظر، لازم الاجراء است و در صورت عدم اتفاق هیچ یک از آنان با ناظر، حکم مرجع اعلای شیعه‏ی وقت، لازم الامتثال است.

7ـ در صورت اختلاف بین دو متولی که یکی از درجه‏ی اول و دومی از درجه‏ی فما بعد باشد، باز مرجع حل اختلاف، مرجع اعلای شیعه‏ی وقت است.

8ـ متولی در هر طبقه، حق تنازل از تولیت خود را دارد.

9ـ اگر متولی از قیام به واجبات خود در شؤون وقف مباشرةً وبالواسطه امتناع ورزید، از تولیت معزول و تولیت به أحقّ بعد از او منتقل می‏گردد.

10ـ اگر تولیت در نتیجه‏ی نبودن واجد الشرائط در طبقه‏ی سابق، به طبقه‏ی لاحق منتقل شد و بعداً واجد الشرائطی در طبقه‏ی سابق پیدا شد، تولیت به واجد الشرائط سابق منتقل می‏شود.

11ـ ناظر بر وقف یک درصدِ درآمد موقوفات را مستحق است.

12ـ متولیان درجه‏ی اول هر یک پنج درصد ارباح را و اما متولیان سایر طبقات اگر از اهل علم ذریه‏ی این جانب باشند، هر یک از دو متولی چهار و نیم درصد از درآمد موقوفات را مستحق است که به انضمام یک درصد حق ناظر، مجموعاً ده درصد را مستحقند.

و اگر ـ العیاذ بالله ـ ذریه‏ی این جانب منقرض یا در آنان صالح و متدین نباشد، برای هر یک از دو اهل علمی که مرجع اعلای شیعه‏ی وقت، به عنوان متولی تعیین می‏فرماید سه (3) درصد که به انضمام یک درصد حقّ ناظر، مجموعاً هفت درصد ارباح را مستحقند.

13ـ شروطی در این وقفنامه ذکر شده شامل مشاریع و عمارتهایی که بعد از این تاریخ ا حتمالاً خریداری و وقف می‏گردد، نیز هست.

14ـ این جانب فقط شخصاً مادام الحیاة نسبت به شروط و ضوابط وقفنامه، به هر نحوی که مصلحت بدانم حقّ تغییر آن را دارم.

15ـ هرگاه مسوّغات بیع در یکی از اوقاف مذکوره حاصل شود، بیع آن موقوفه و صرف بدلش در خرید مماثل آن موقوفه و در صورت عدم امکان خرید مماثل، صرف در اقرب فالأقرب باید به نظر و صلاحدیدِ مرجع اعلای شیعه‏ی وقت باشد.

16ـ جناب حجة الاسلام آقای حاج سید جلال فقیه ایمانی از قبل این جانب وکیل‏اند که اوقاف مذکوره را با شرائط و تفاصیلی که در این ورقه ذکر شده است در ادارات مربوطه رسماً به ثبت برسانند. و همچنین وکیل‏اند آنچه از رقبات و اعیان برای این اوقاف در آتیه خریداری می‏شود، به نحو مرقوم در این ورقه و طبق همین شرائط و ضوابط، در ادارات مربوطه رسماً به ثبت برسانند.

24 شهر صفر الخیر 1403، ابوالقاسم الموسوی الخوئی.

* تبصره:

شماره پلاک ثبتی و مشخصات رقبات موقوفه‏ی واقعات در شهرستان اصفهان، قم، مشهد مقدس حسب الاظهار آقای وکیل، به شرح زیر است:

رقبات مفصله:

الف) شهرستان اصفهان:

1) همگی و تمامی شش دانگ یک باب خانه‏ی شماره‏ی 2553 باقیمانده که یک قطعه از زاویه‏ی شمال شرقی آن به موجب صورت مجلس تفکیلی 14/12/52 ـ 15300 مجزی شده با حقّ الشرب از نهر فرشادی، مطابق معمول محل و بر طبق قانون ملّی شدن آبها، واقع در محلّه‏ی عباس آباد، دنبال رودخانه‏ی زاینده‏رود (خیابان مطهری)، بخش یک ثبت اصفهان (ابتیاعی طبق سند قطعی 1/3/59 ـ 60006 دفترخانه‏ی 86 اصفهان که سند مالکیت قبل از تفکیک [در] ص 59 دفتر 46 به شماره‏ی 23/6/1345 ـ 960 ثبت و صادر گردیده و حدود آن طبق صورت مجلس مرقوم به شرح زیر است:

شمالاً: به طول 85/40 متر به خط مستقیم مفروض به شارع و دو قسمت که قسمت اول غرب مجاور است به طولهای 50/7 متر و 60/7 متر به خط مستقیم مفروض به قطعه‏ی اول تفکیکی (محل بست ترانسفورماتور).

شرقاً: به طول 25/12 متر دیواریست به دیوار باغ پلاک 2562.

جنوباً به طول 10/46 متر درب و دیواریست به پیاده‏رو خیابان مطهری.

غرباً: طبق سند مالکیت، اول به مرز اشتراکی با ملک 2555 و دوم در امتداد جوی صحرائی به ملک 2556، جمعاً به طول 50/120 متر (حدّ فاصل اکنون دیوار به دیوار است در دو حدّ اخیر).

حقوق ارتفاعی با حقّ الشرب از نهر شهری طبق قانون ملّی شدن آبها ـ شش دانگ خانه‏ی محل (کتابخانه اصفهان) مرقوم در متن وقفنامه می‏باشد.

2) تمامی شش دانگ دو باب مغازه‏ی پلاک 3442 به انضمام سه دانک مشاع از شش دانک راهرو 2/3442 متصلات به هم، واقع در بخش دو[ی] ثبت اصفهان (ابتیاعی طبق سند قطعی 23/12/61 ـ 112336 دفترخانه‏ی 14 اصفهان، محدوده طبق سند مالکیت، ثبت و صادر شده به نام حضرت واقف در صفحه‏ی 216 دفتر 18 به شماره‏ی 3/12/61 ـ 2060.

3) تمامی شش دانگ یک باب خانه‏ی شماره‏ی 3381 واقع در بخش دو[ی] ثبت اصفهان، محدود طبق سه (3) جلد سند مالکیت مربوطه به شماره‏ی 7/11/1313 ـ 1546 صفحات 147 و 150 و 153 دفتر سیزدهم املاک.

4) تمامی شش دانگ یک باب خانه‏ی 3884 واقع در بخش دو[ی] ثبت اصفهان با حق یک میزاب از بام عمارت جنوبی به قطعه‏ی خرابه‏ی جلاء السلطنه و حق الاشتراک در هشتی و دالان، محدوده طبق پنج جلد سند مالکیت مربوطه کلاً به شماره‏ی 15/11/1315 ـ 114 صفحه‏ی 681 دفتر اول املاک.

5) تمامی شش دانگ یک باب مغازه به انضمام بالاخانه‏ی فوقانی آن و ایوانچه‏ی جلو[ی] بالاخانه‏ی مزبور به شماره‏‏ی 1/3388 مجزی شده از شماره‏ی 3388 واقع در بخش دو[ی] ثبت اصفهان، محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 28/7/1319 صفحه‏ی 272 دفتر 24 املاک.

6) شش دانگ یک باب مغازه به انضمام بالاخانه‏ی فوقانی آن و ایوانچه‏ی جلو[ی] بالاخانه‏ی مزبور به شماره‏ی (بقیه در صفحه‏ی چهارم، دفترخانه‏ی 17 اصفهان) 4/3388 مجزی شده از شماره‏ی 3388 واقع در بخش دو[ی] ثبت اصفهان، محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 28/7/1319 ـ 2750 صفحه‏ی 275 دفتر 24 املاک.

7) شش دانگ دو باب بالاخانه و ایوان جلو[ی] آنها شماره‏ی 3389 که واقع است روی دو مغازه 1/3389 و 2/3389، به انضمام یک راه‏پله‏ی اختصاصی واقع در بخش دو[ی] ثبت اصفهان، محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 28/7/1319 ـ 2753 صفحه‏ی 284 دفتر 24 املاک.

8) شش دانگ یک باب مغازه و پستوی آن شماره‏ی 1/3389 که فوقانی آن بالاخانه‏ی 3389 می‏باشد، محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 28/7/1319 ـ 2752 صفحه‏ی 281 دفتر 24 املاک.

9) تمامی شش دانگ مغازه 2/3389 مجزی شده از 3389 که فوقانی آن بالاخانه‏ی 3389 می‏باشد، محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 28/7/1319 ـ 2751 صفحه‏ی 278 دفتر 24 املاک.

10) شش دانگ یک باب خانه به شماره‏ی 3779 باقیمانده که قطعه‏ی اول تفکیکی به موجب سند 4/9/49 ـ 22430 دفتر 21 اصفهان به استناد صورت مجلس تفکیکی شماره‏ی 4/4/49 ـ 3862 به غیر منتقل گردیده و قسمتی از خانه ضمیمه‏ی مغازه‏ی 3/3442 است و سقف فاصل اشتراکی است، محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 32/22 صفحه‏ی 124 دفتر اول متمّم املاک.

11) تمامی سی و شش حبّه مشاع از هفتاد و دو حبّه (شش دانگ) راهرو 2/3442 واقع در بخش دو[ی] ثبت اصفهان که زیر شماره‏ی 2060 صفحه‏ی 200 دفتر هیجده املاک سند صادر شده است و پلاک‏های مذکور در شماره‏های ردیف (3 تا 11) کلاً به نحو مرقوم، ابتیاعی طبق سند قطعی 27/10/1355 ـ 81846 دفترخانه‏ی (7) اصفهان است که با پلاک‏های مذکور در شماره‏ی ردیف (2) کلاً در دروازه دولت، اول خیابان چهارباغ پائین و جمعاً به صورت یک باب پاساژ درآمده که در وقفنامه به عنوان پاساژ اصفهان ذکر گردیده است.

ب) شهرستان قم:

تمامی شش دانگ هر یک از قطعات زیر:

1) پلاک شماره‏ی 428 فرعی، تفکیک و مجزی شده از 2495 اصلی، محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 15778 صفحه‏ی 46 دفتر جلد 94.

2) پلاک شماره‏ی 110 فرعی از یک فرعی از 2495، محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 29063 صفحه‏ی 121 دفتر جلد 169.

3) پلاک شماره‏ی 111 فرعی از یک فرعی از 2495 اصلی، محدوده طبق سند مالکیت 29064، صفحه‏ی 124 دفتر جلد 169 ـ دو پلاک اخیر ابتیاعی طبق سند 20/10/54 ـ 15619 دفترخانه‏ی 20 قم و پلاک اولی ابتیاعی طبق سند 8/3/54 ـ 14915 دفترخانه‏ی 17 قم.

4) پلاک 427 فرعی باقیمانده از 2495 ـ اصلی، محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 27889، صفحه‏ی 123 دفتر 163 ـ ابتیاعی طبق سند 8/3/54 ـ 14914 دفترخانه‏ی 17 قم.

5) پلاک شماره‏ی 182، محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 18236، صفحه‏ی 30 دفتر جلد 108.

6) پلاک شماره‏ی 183، محدوده طبق سند شماره‏ی 18237، صفحه‏ی 133 دفتر جلد 108.

7) پلاک شماره‏ی 184، محدوده طبق سند شماره‏ی 18238، صفحه‏ی 136 دفتر جلد 108.

8) پلاک شماره‏ی 185، محدوده طبق سند شماره‏ی 18239، صفحه‏ی 139 دفتر جلد 108.

9) پلاک شماره‏ی 186، محدوده طبق سند شماره‏ی 18240، صفحه‏ی 142 دفتر جلد 108.

ـ پنج پلاک اخیر کلاً فرعی از 2496 ـ اصلی و ابتیاعی طبق سند 21/2/54 ـ 14138 دفترخانه‏ی 20 قم ـ .

10) پلاک شماره‏ی 437 فرعی از 2495 ـ اصلی مفروز از 428 فرعی از اصلی نامبرده، محدوده طبق دو جلد سند مالکیت شماره‏ی 27454، صفحتین 172 و 175 دفتر 160 ـ ابتیاعی طبق سند 8/3/54 ـ 14913 دفترخانه‏ی 17 قم.

11) پلاک شماره‏ی 162، محدوده طبق سند شماره‏ی 20319، صفحه‏ی 361 دفتر 120.

12) پلاک شماره‏ی 163، محدوده طبق سند شماره‏ی 20320، صفحه‏ی 364 دفتر جلد 120.

13) پلاک شماره‏ی 164، محدوده طبق سند شماره‏ی 20321، صفحه‏ی 367 دفتر جلد 21.

14) پلاک شماره‏ی 165، محدوده طبق سند شماره‏ی 20322، صفحه‏ی 370 دفتر جلد 121.

15) پلاک شماره‏ی 166، محدوده طبق سند شماره‏ی 20323، صفحه‏ی 373 دفتر جلد 121.

ـ پنج پلاک کلاً فرعی از 2496 اصلی و ابتیاعی طبق سند 17/3/54 ـ 14572 دفترخانه‏ی 20 قم ـ .

16) پلاک شماره‏ی 441 فرعی از 427 فرعی از 6 فرعی از 2495 ـ اصلی، محدوده طبق سند شماره‏ی 27890 صفحه‏ی 126 دفتر جلد 163 ـ ابتیاعی طبق سند 10/3/54 ـ 14912 دفترخانه‏ی 17 قم.

17) پلاک شماره‏ی 436.

18) پلاک شماره‏ی 438.

19) پلاک شماره‏ی 439.

20) پلاک شماره‏ی 440.

 چهار پلاک مجزی شده از 6 فرعی از 2495 سند مالکیت قبل از تفکیک شماره‏ی 48 صفحه‏ی 292 دفتر 36 و ابتیاعی طبق سند 10/3/54 ـ 14916 دفترخانه‏ی 17 قم، محدوده‏ی طبق صورت مجلس تفکیکی 18/11/51 ثبت اسناد قم به شرح زیر:

اول پلاک شماره‏ی 436 فرعی [محدوده‏ی ذیل:]

شمالاً به طول 45/41 متر پی به زمین 428 فرعی

شرقاً به طول 60/14 متر درب و دیواری است به خیابان دوازده متری احداثی از مورد تفکیک و پلاک یک فرعی از 2495 ـ اصلی

جنوباً به طول 50/41 متر پی دیوار اشتراکی با زمین محصور شماره‏‏ی 437 فرعی مجزی شده

غرباً به طول 60/14 متر به زمین شماره‏ی 3 فرعی از 2495 ـ اصلی ـ مرز فاصل اشتراکی است، حقوق ارتفاعی ندارد.

دوم پلاک شماره‏ی 438 فرعی [محدوده‏ی ذیل:]

شمالاً به طول 55/41 متر پی دیوار اشتراکی با زمین شماره‏ی 437 فرعی

شرقاً به طول 60/14 متر درب و دیواریست (بقیه در صفحه‏ی پنجم، دفترخانه‏ی 17 اصفهان) به خیابان دوازده متری احداثی از مورد تفکیک و پلاک یک فرعی از 2495 ـ اصلی

جنوباً به طول 60/41 متر پی دیوار اشتراکی با زمین شماره‏ی 439 فرعی

غرباً به طول 60/14 متر به زمین شماره‏ی 3 فرعی از 2495 ـ اصلی. مرز فاصل اشتراکی است، حقوق ارتفاعی ندارد.

سوم پلاک شماره‏ی 439 فرعی [محدوده‏ی ذیل:]

شمالاً به طول 60/41 متر پی دیوار اشتراکی با زمین شماره‏ی 438 فرعی

شرقاً به طول 60/14 متر درب و دیواریست به خیابان دوازده متری احداثی از مورد تفکیک و پلاک 1 فرعی از 2495 ـ اصلی

جنوباً به طول 65/41 متر پی دیوار اشتراکی با قطعه زمین محصور شماره‏ی 440 فرعی

غرباً به طول 60/14 متر به زمین شماره‏ی 3 فرعی از 2495 ـ اصلی. مرز فاصل اشتراکی است، حقوق ارتفاعی ندارد.

چهارم پلاک شماره‏ی 440 فرعی [محدوده‏ی ذیل:]

شمالاً به طول 65/41 متر پی دیوار اشتراکی با قطعه زمین محصور شماره‏ی 439 فرعی

شرقاً به طول 60/14 متر درب و دیواریست به خیابان دوازده متری احداثی از مورد تفکیک و پلاک 1 فرعی از 2495 ـ اصلی

جنوباً به طول 70/41 متر پی دیوار اشتراکی با زمین محصور شماره‏ی 441 فرعی

غرباً به طول 60/14 متر به زمین شماره‏ی 3 فرعی از 2495 [ ـ اصلی]. مرز فاصل اشتراکی است، حقوق ارتفاعی ندارد.

21) پلاک شماره‏ی 3 فرعی از 2495 ـ اصلی محدوده طبق سند مالکیت شماره‏ی 1681 صفحه‏ی 160 دفتر 15 ـ ابتیاعی طبق سند 7/2/54 ـ 22479 دفترخانه‏ی 15 قم.

22) چهارده پلاک شماره‏های 74 و 76 و 79 و 80 و 82 و 85 و 86 و 89 و 90 و 93 و 94 و 97 و 98 و 101، کلاً فرعی از یک فرعی 2495 ـ اصلی، ابتیاعی طبق سند 14/11/54 ـ 15747 دفترخانه‏ی 20 قم.

23) چهارده پلاک شماره‏های 74 و 77 و 78 و 81 و 83 و 84 و 87 و 88 و 91 و 92 و 95 و 96 و 99 و 100، کلاً فرعی از یک فرعی 2495 ـ اصلی، ابتیاعی طبق سند 9/12/54 ـ 16047 دفترخانه‏ی 20 قم.

24) سه (3) پلاک شماره‏های 21 و 22 و 23، کلاً فرعی یک فرعی 2495 ـ اصلی، ابتیاعی طبق سند 26/10/54 ـ 15563 دفترخانه‏ی 20 قم.

25) هشت پلاک شماره‏های 102 و 103 و 104 و 105 و 106 و 107 و 108 و 109، کلاً فرعی یک فرعی 2495 ـ اصلی، ابتیاعی طبق سند 6/10/54 ـ 15595 دفترخانه‏ی 20 قم.

اسناد مالکیت اولیه‏ی سی و نه پلاک اخیر که جزء شماره‏های ردیف (23 تا 25) می‏باشد به شماره‏های 3750 و 7201، صفحات 316 و 598 و 313 دفتر جلد 28 و 29 صادر گردیده است و طبق صورت مجلس تفکیکی 25/12/48 ـ 14473 ثبت قم محدود است [به حدود ذیل:]

1 ـ پلاک شماره‏ی 75 فرعی؛ 2 ـ پلاک شماره‏ی 76 فرعی؛ 3 ـ پلاک شماره‏ی 79 فرعی؛ 4 ـ پلاک شماره‏ی 80 فرعی؛ 5 ـ پلاک شماره‏ی 82 فرعی؛ 6 ـ پلاک شماره‏ی 85 فرعی؛ 7 ـ پلاک شماره‏ی 86 فرعی؛ 8 ـ پلاک شماره‏ی 89 فرعی؛ 9 ـ پلاک شماره‏ی 90 فرعی؛ 10 ـ پلاک شماره‏ی 93 فرعی؛ 11 ـ پلاک شماره‏ی 94 فرعی؛ 12 ـ پلاک شماره‏ی 97 فرعی؛ 13 ـ پلاک شماره‏ی 98 فرعی؛ 14 ـ پلاک شماره‏ی 101 فرعی؛ 15 ـ پلاک شماره‏ی 74 فرعی؛ 16 ـ پلاک شماره‏ی 77 فرعی؛ 17 ـ پلاک شماره‏ی 78؛ 18 ـ پلاک شماره‏ی 81 فرعی؛ 19 ـ پلاک شماره‏ی 83 فرعی؛ 20 ـ پلاک شماره‏ی 84 فرعی؛ 21 ـ پلاک شماره‏ی 87؛ 22 ـ پلاک شماره‏ی 88 فرعی؛ 23 ـ پلاک شماره‏ی 91 فرعی؛ 24 ـ پلاک شماره‏ی 92 فرعی؛ 25 ـ پلاک شماره‏ی 95 فرعی؛ 26 ـ پلاک شماره‏ی 96 فرعی؛ 27 ـ پلاک شماره‏ی 99 فرعی؛ 28 ـ پلاک شماره‏ی 100 فرعی؛ 29 ـ پلاک شماره‏ی 21 فرعی؛ 30 ـ پلاک شماره‏ی 22 فرعی؛ 31 ـ پلاک شماره‏ی 23 فرعی؛ 32 ـ پلاک شماره‏ی 102 فرعی؛ 33 ـ پلاک شماره‏ی 103 فرعی؛ 34 ـ پلاک شماره‏ی 104 فرعی؛ 35 ـ پلاک شماره‏ی 105 فرعی؛ 36 ـ پلاک شماره‏ی 106 فرعی؛ 37 ـ پلاک شماره‏ی 107؛ 38 ـ پلاک شماره‏ی 108 فرعی؛ 39 ـ پلاک شماره‏ی 109 فرعی.

کلاً واقعات در بخش دو[ی] ثبت قم و رقبات مرقومه جمیعاً به صورت مدرسه‏ی علوم دینیه، خانه‏های مسکونی طلاب علوم دینیه، کتابخانه و به نام مدينة العلم حضرت آیت الله العظمی خوئی نامگذاری که در وقفنامه به عنوان (مدرسه، منازل کتابخانه قم) ذکر گردیده و سرپرستی منطقه‏ی زمین شهری قم به موجب نامه‏ی شمار‏ه‏ی 22/10/62 ـ 7384 ضمن اظهار به اینکه بصورت یک مجتمع دارالعلم مشتمل بر خانه‏های مسکونی ـ حجرات ـ کتابخانه بلامانع بودن تنظیم سند وقف را اعلام نموده و نیز اداره‏ی ثبت اسناد قم طیّ شماره‏ی 8/11/62 ـ 14008 تأیید شده طیّ شماره‏ی 22/12/62 ـ 16473 ضمن ارسال صورت مجلس‏های فوق الذکر عدم بازداشتی پلاک‏های مرقوم، بلامانع بودن تنظیم سند وقف را اعلام نموده است.

ج) شهرستان مشهد مقدس:

تمامی شش دانگ از پلاک‏های زیر:

1 ـ شش دانگ یک باب منزل اندرونی و حیاط حمام به شماره‏ی 3407 و 3338 مفروز و مجزی شده از شش دانگ یک دستگاه عمارت مشتمل بر بیرونی و اندرونی و حیاط حمام متصل به هم به شماره‏ی 3407 و 3408 و 3338 واقع در بخش یک مشهد، کوچه مستشاری، دارای سه جلد سند مالکیت ثبت شده‏ی زیر، به شماره‏ی 3233، صفحات 128 و 131 و 134 دفتر 32 ـ املاک، ابتیاعی طبق سند قطعی 12/8/1355 ـ 134316 دفترخانه‏ی 24 تهران... .

... 5 ـ شش دانگ اعیان ساختمان پلاک 11655 فرعی از 4147 فرعی و شش دانگ اعیان منزل و پنج درب دکان متصل باقیمانده‏ی پلاک 4147 فرعی از 332 فرعی از 232 ـ اصلی بخش نُه ثبت مشهد مورد ثبت و محدوده طبق سند مالکیت صادره به نام حضرت واقف زیر شماره‏ی 93822 صفحه‏ی 157 دفتر 491 که عرصه‏ی هر دو پلاک نیز وقف و استیجاری واقف محترم از آستان قدس رضوی برابر سند 19/5/60 ـ 50036 دفترخانه‏ی 71 مشهد و اعیان مرقومه، ابتیاعی طبق سند3/6/60 ـ 50289 دفترخانه‏ی 71 مشهد که رقبات مرقومه در شمارهای ردیف 3 و 4 و 5 و 6 تشکیل هتل رز و متعلقات آن و محلّ استفاده و سکونت زوّار آستان قدس که در وقفنامه به عنوان «رز هتل مشهد مقدس» ذکر گردیده است.

و نسبت به تمام رقبات مندرج در فراز (ج) پاسخ استعلام عدم بازداشتی ثبت اسناد مشهد در چند برگ به شماره‏ی 7/11/62 ـ 18347 صادر گردیده و نسبت به وقف اعیانی که (بقیه در صفحه‏ی هشتم، دفترخانه‏ی 17 اصفهان) عرصه‏ی آن اعیان، موقوفه‏ی آستان قدس رضوی می‏باشد، موافقت تولیت محترم آستان قدس، زیر شماره‏ی 24/11/1362 ـ 18681 صادر گردیده است، و جناب آقای حاج سید جلال مرقوم، ضمن تأیید مندرجات این سند به امضاء مبادرت می‏نمایند.

با توضیح به این که هر یک از رقبات مذکوره در فرازهای الف ـ ب ـ ج با کلیه‏ی توابع و متعلقات می‏باشد که حضرت واقف، تخلیه‏ی ید به عنوان ملکیت نموده و به تصرف وقف داده‏اند.

به تاریخ چهارشنبه، بیست و چهارم اسفند ماه 1362 شمسی، مطابق دهم جمادی الثانیه 1404 قمری.

[محلّ امضاء:] «سید جلال الدین فقیه ایمانی».

* توضیحاً سطر بیست و سوم بعد از کلمه‏ی «چنانچه» و قبل از کلمه‏ی «مشروع» کلمتین «در آینده» صحیح است.

[محل امضاء:] «سید جلال فقیه ایمانی».

دفترخانه‏ی 17 اصفهان.

[محلّ امضاء:].

[مهر:] «ثبت کل اسناد و املاک، دفتر اسناد رسمی درجه‏ی اول اصفهان، شماره‏ی 17».

گزارشی از بنای موقوفه

آیـت اللّه خوئی در سلسله نور و رحمت فقاهت، فرد شاخص و چهره بسیار مـمـتـازی بـود كه دهها اثر ماندنی و بنای خیر جاودان از او به یادگار مانده است. علاقه ایشان به گسترش اسلام در سطح جهان، انگیزه‏ای شده بود كه دهها مركز مهمّ اسلامی و تبلیغی در نقاط مـختلف جهان به وجود آورند که امروزه این مؤسسات مراكز نشر اسلام و معاهد نشر مكتب تشیع هستند.

این مـراكـز در شـهرهای مذهبی قم و مشهد مقدس، اصفهان و دیگر شهرهای ایران به وجود آمده‌اند، آنـچـنـان كه در كشورهای هندوستان، پاكستان، عراق، لبنان و مخصوصا در انگلستان و آمریكا دو مركز بسیار بـاشكوه و آبرومندی به وجود آورده‌اند و مبلغانی كه آشنا به زبانهای زنده جهان بـوده‌اند، بـه مـناطق مختلف اعزام نموده‌اند. اینك فهرست اجمالی برخی از خدمات اجتماعی و اسلامی آن فقیه فقید نامور در اینجا به ثبت می‏رسد:

1 . مـدينة العلم حوزه علمیه قم، با امكانات وسیع و خانه‌ها و منازل مسكونی طلاب، و كتابخانه طلاب علوم دینی، به‏صورت شهرك علم و دانش.

2 . مدرسه علوم دینی در 7 طبقه و كتابخانه معظم مشهد جهت طلاب و محصلین علوم اسلامی.

3 . دارالعلم اصفهان جهت طلاب و عاشقان معارف اسلامی.

4 . مجتمع امام زمان (عج) در اصفهان.

5 . مـركز تبلیغی و آموزشی لندن ساختمان كامل و مجهزی كه تمام نیازمندیهای مسلمانان را در نظر دارد.

6 . المجتمع الثقافی الخیری بمبئی ـ هندوستان.

7 . مبره الامام الخوئی لبنان.

8 . مدرسه دارالعلم نجف اشرف ـ عراق.

9 . مدارس دینی بانكوك (تایلند) و داكار (بنگلادش

10 . مكتبه الثقافه و النشر للطباعه و الترجمه و التوزیع (انتشاراتی پاكستان)

11 . مكتبه الامام الخوئی الاسلامی نیویورك ـ آمریكا.

12 . مركز الامام الخوئی (سوانزی).

13 . مدرسه دارالعلم بانكوك (تایلند).

14 . مكتبه الامام الخوئی (كتابخانه بزرگ نجف اشرف ـ عراق).

15 . مدرسه الامام الصادق (پسرانه) لندن ـ انگلستان.

16 . مدرسه الزهرا (دخترانه) لندن ـ انگلستان.

17 . مركز اسلامی امام خوئی در فرانسه.

18 . مسجد و مركز اسلامی در شهر لوس آنجلس ـ آمریكا.

19 . مسجد و مركز اسلامی در شهر دیترویت ایالت میشیگان آمریكا.

20 . دهها بنای خیر و مركز تعلیم و تربیت در كشورهای عربی حوزه خلیج فارس.

مدرسه علمیه مشهد

طبق وقف‏نامه‏ی فوق یکی از موقوفات مهم آیت الله خویی، حوزه‏ی علمیه‏ مشهد است. حوزه‏‏ی علمیه‏ای که هم اکنون در مشهد مقدس دایر است، واقع در مرکز شهر، می‏باشد.

این مجتمع بزرگ آموزش علوم اسلامی، امروزه در زمره‏ی فعّال‏ترین مراکز علمی، فرهنگی و پژوهشی شهر مشهد است و تقریباً کلیه پایه‏های آموزشی از سطح مقدمات تا خارج فقه و اصول در آن تدریس می‏شود و هر روز صدها تن از طلبه‏های مشتاق برای استفاده از این کلاس‏های آموزشی به آن مراجعه می‏کنند.

تولیت مدرسه در زمان حیات آیت الله خویی بر عهده معظّم له بود و پس از ارتحال ایشان به آیت الله حاج سید جلال‏الدین فقیه ایمانی واگذار شد. هم‏اکنون مدیریت داخلی مدرسه را حجت الاسلام و المسلمین علیرضا یساقی بر عهده دارد.

طرح احداث ساختمان مدرسه بزرگ آیت الله خویی، از تیر ماه سال 1359 شمسی در زمینی به مساحت 10000 متر مربع با زیربنای 30000 متر مربع در سه فاز آغاز شد. در سال 1362 شمسی فاز اول شامل خوابگاه و مدرس و فاز دوم شامل کتابخانه و مدرس اصلی به پایان رسید. فاز سوم شامل خوابگاه و مدرس در حال احداث است. نوع مصالح این بنا، بتون آرمه با رویه‏ی آجرنما است و مشخصات هر فاز بدین ترتیب است:

 فاز اول:

خوابگاه و مَدرس‏ها در سه بلوک که هر بلوک در چهار طبقه ساخته شده است. در بلوک‏های شرقی و غربی این فاز، 3 طبقه حجره قرار گرفته که در هر طبقه از هر بلوک 2 آشپزخانه و 22 حجره قرار دارد و بلوک شمالی نیز شامل سه طبقه است که هر طبقه هشت حجره دارد. جمعاً در این 3 بلوک تعداد 156 حجره وجود دارد.

از ویژگی‏های معماری مدرسه پیلوت (زیر زمین) بسیار وسیع و زیبایی است که با بتون لخت در زیر صحن حیاط مدرسه احداث شده است و با دو باغچه بزرگ و نورگیرهای مدوّر به انضمام آب‏نمای مرکزی که در همین محوطه قرار دارد، فضای مناسب و آرامی را برای استفاده دانش‏پژوهان مهیّا کرده است. این محوطه 20 متر عرض و 60 متر طول دارد و کف آن تماماً از سنگ پوشیده شده است که در دو سمت آن شش مَدرس قرار دارد. در قسمت انتهای همین محوطه واحدهای خدماتی جای گرفته است.

صحن وسیع حیاط مدرسه به ابعاد 60×15 متر مربع به همراه آ‏ب‏نمای مرکزی در سه 3 بلوک فاز اول ساختمان مدرسه قرار دارد و از هر بلوک یک ورودی به آن گشوده می‏شود. در قسمت شمال حیاط مدرسه، گنبد و دو گلدسته بزرگ مدرسه چشم‏اندازی از فنّاوری جدید به همراه استفاده از معماری اصیل اسلامی را به وجود آورده است.

استفاده از آجرنما، وجود سر طاق‏های جناغی ایوانچه حجره‏ها و استفاده از ایوان‏های سنّتی و طاق‏نماهای متعدّد به انضمام پنجره‏های چوبی مشبّک و زیبا همه نشان از تلفیق مهندسی جدید با هنر و معماری سنتی دارد که در این بنا به خوبی به نمایش گذارده شده است.

فاز دوم

فاز دوم این مجموعه از سه قسمت تشکیل شده است:

الف ـ کتابخانه عظیم و زیبای مدرسه و بخش‏های وابسته؛

ب ـ مَدرس مرکزی؛

ج ـ واحدهای خدماتی ـ رفاهی مدرسه، که مشخصات هر قسمت بدین ترتیب است:

کتابخانه:

این کتابخانه در شمار بزرگترین کتابخانه‏های ایران به شمار می‏رود و از نظر بنا و امکانات مورد نیاز بسیار حایز اهمیت است. از آنجا که کتابخانه یاد شده دارای انواع کتاب‏های مورد نیاز دانش‏پژوهان، عالمان و طلاّب حوزه عملیّه مشهد می‏باشد، مورد استقبال و توجه شایانی قرار گرفته است.

این کتابخانه گنجایش 400000 جلد کتاب را دارد، اگر چه هم اکنون دارای حدود یکصد هزار جلد کتاب است که از این میان، حدود 40000 جلد به زبان عربی، 7000 جلد به زبان‏های خارجی دیگر و 300 نسخه خطی می‏باشد. طبقه‏بندی کتاب‏ها به روش کنگره، سنّتی و دیویی است.

تعداد مراجعان روزانه حدود 500 نفر است. از این تعداد به طور متوسط 150 نفر تقاضای درخواست کتاب دارند و کتاب‏های درخواست شده تا 300 عنوان در روز می‏رسد. در طرح‏های آینده در نظر است خدمات بیشتری در اختیار مراجعان گذاشته شود، از جمله: افتتاح و راه‏اندازی بخش قفسه باز و تخصصی کتابخانه که می‏تواند تا حدّ قابل توجهی نیاز دانش‏پژوهان و محقّقان حوزه علمیه را برآورده کند.

سبک معماری و نمای داخل کتابخانه تلفیقی از مهندسی جدید با هنرهای سنتی است و در بیشتر قسمت‏ها از کنده‏کاری‏های چوبی به شکل زیبایی استفاده شده است، ضمن اینکه تجدّد و رفاه معماری جدید از نظر ایجاد فضاسازی‏های مورد نیاز در آن به کامل‏ترین شکل لحاظ شده است، با این مشخصات:

طبقه اول زیرزمین

فضایی به مساحت 500 متر مربع، شامل: مخزن اصلی کتابخانه در سمت شرقی و دو مخزن فرعی با مساحت کمتر در شمال آن؛ سالن‏های مطالعه روزنامه و کتاب؛ قسمت تحویل کتاب؛ دفتر مدیر داخلی بخش مراجع عمومی؛ برگه‏دان‏ها؛ امور اداری و امانت.

قابل ذکر است که در تالار مطالعه مطبوعات، روزانه تعداد زیادی از مجلاّت و روزنامه‏های داخلی و خارجی در دسترس علاقه‏مندان قرار می‏گیرد.

طبقه دوم زیرزمین

این طبقه شامل تالار مجلّل و بزرگی با مساحت 1000 متر مربع است. گرداگرد این تالار (تالار مرکزی و اصلی کتابخانه)، قفسه‏های زیبایی از چوب قرار دارد که در مقابل هر یک از آنها قفسه‏های شیشه‏ای کوچکی با ارتفاع یک متر چیده شده که قسمت پایین آنها برای چیدن کتاب‏های مورد نیاز پژوهشگران و قسمت بالای آن برای نمایش کتاب‏های خطّی در نظر گرفته شده است. در فضای مقابل قفسه‏های مذکور، چندین ردیف میز و صندلی به صورت مرتّب و منظّم چیده شده که با توجه به پاسیو (گلخانه) بزرگی که در سمت شمال تالار ساخته شده چشم‏انداز و فضای آرام و با طراوتی برای محقّقان و مراجعان به وجود آورده است. همچنین محوطه تالار با استفاده از تجهیزات الکترونیکی از نورپردازی کافی برخوردار است. چهار مخزن در سمت شمال، غرب و شرق تالار اصلی کتابخانه نیز در این طبقه قرار دارند که دو مخزن شرقی و غربی از عرض کمی برخوردار هستند.

طبقه سوم زیرزمین

مخزن‏های اصلی و مرکزی کتابخانه در این طبقه قرار دارند. همه مخزن‏ها از تجهیزات و امکانات ضروری به خصوص بالابرهای کتاب برخوردار هستند.

قسمتی از طبقه سوم زیرزمین نیز به پارکینگ وسایل نقلیه و تأسیسات کتابخانه اختصاص یافته است.

مَدرس بزرگ مرکزی

این تالار با شکوه که همه روزه پذیرای صدها تن از دانش‏پژوهان و طلاّب فاضل حوزه علمیه مشهد برای بهره‏مند شدن از مجلس تدریس استادان رشته‏های گوناگون علوم حوزوی، به خصوص درس‏های خارج فقه و اصول می‏باشد، در طبقه همکف قرار دارد.

مساحت این مدرس 1000 متر مربع است که در زیر گنبد مدرسه جای گرفته است. فضای مَدرس به شکل چندضلعی نامنظم است. این مدرس دارای دو کمرپوش نسبتاً وسیع است. کمرپوش اول در ارتفاع 3 متری بنا شده که عرض آن در غرب و شرق مَدرس 2 متر و در قسمت‏های جنوبی و زاویه‏ها 5 متر است. کمرپوش دوم در ارتفاع 7 متری با عرض متغیر 4 تا 10 متر احداث شده است. در سمت شرق مَدرس، 3 طبقه پنجره چوبی قرار گرفته است. نمای داخل مَدرس آجرنماست که طاقنماهایی نیز به وسیله آجر در آن کار شده است.

بر بالای قسمت مرکزی مَدرس، گنبد عظیمی بر هشت ستون بزرگ با ارتفاع 40 متر و قطر 24 متر با هیبت و شکوه خاصّی استوار شده است. بر گرداگرد ساقه گنبد 32 پنجره کوچک که بر بالای آنها چند ضلعی‏هایی با بتون لخت اجرا شده، قرار دارد. این گنبد دارای دو گلدسته مرتفع است که مصالح آن از بتون ولی سطح آن آجرنماست که «لفظ جلاله» با زیبایی خاصّی بر روی آنها با آجر تزیینی نقش بسته است. نمای خارجی گنبد هیچ‏گونه تزیینی ندارد و تا کنون برای آن پوشش خاصّی در نظر گرفته نشده است.

این مَدرس دارای دو ورودی از سمت غرب و شرق که ورودی شرقی به ایوان بزرگی منتهی می‏شود که مشرف به خیابان آزادی می‏باشد و نمونه کاملی از تلفیق مهندسی جدید و هنر و معماری سنتی است.

واحدهای ساختمانی رفاهی ـ خدماتی.

در مجموعه بناهای این فاز علاوه بر کتابخانه و مدرس مرکزی بزرگ، ده مَدرس با ابعاد مختلف برای تشکیل جلسات تدریس و مباحثه نیز وجود دارد که در آنها نیز استادان رشته‏های مختلف مجالس تدریس دارند. همچنین چهار آپارتمان مستقل برای پذیرایی و اسکان استادان و دانشمندانی که از دیگر شهرها و گاهی کشورهای اسلامی برای تدریس به مشهد دعوت می‏شوند، وجود دارد. 

فاز سوم

عملیات ساختمانی این فاز از حدود سال 1365 ش آغاز شد که تا کنون برخی از قسمت‏های آن به اتمام رسیده است. این قسمت نیز 10000 متر مربع زیر بنا دارد که شامل قسمت‏های مختلف بدین ترتیب است: 14 مَدرس؛ پیلوت؛ سرویس‏های خدماتی و رفاهی؛ 156 حجره؛ تأسیسات و واحدهای مربوطه.

موقوفات حوزه علمیه آیت الله خویی تا کنون منحصر به یک باب میهمان‏خانه بزرگ (هتل رُز) می‏شود که در ضلع شمالی میدان فدائیان اسلام قرار دارد و بخشی از بودجه مدرسه توسط همین موقوفه و بخشی نیز توسط وجوهات تأمین می‏شود.

مدينة العلم قم:

بنا بر آخرین گزارش به دست آمده این مجموعه مسکونی ـ فرهنگی واقع در شهر قم به دستور آیت الله خویی تأسیس شده است. در این مجموعه حدود 300 خانواده اهل علم و 100 طلبه مجرد زندگی می‏کنند. کتابخانه با شکوه و مجهز این مجموعه نیز همه روزه پذیرای ساکنان مشتاق و جویندگان علم و دانش است.

مدیریت مدرسه علمیه این مجموعه با حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین کرمانی آغاز گردید و حجت الاسلام و المسلمین شیخ احمد رضا شیخ زاده طی سالیان متمادی این مسئولیت را ادامه داد.

همچنین بخش کتابخانه در ابتدا توسط آقای سید علی مؤمن اداره می‏شد و اکنون با نظارت حجت الاسلام و المسلمین سید محمدکاظم شمس و مدیریت داخلی آقای رضوی اداره می‏شود.

مدیریت و اداره کانون فرهنگی مدينة العلم در سال‏های اخیر به عهده حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا نصوری و همسرشان (بخش بانوان) بوده است.

کانون فرهنگی با فراهم آوردن کلاس‏های آموزشی و خدماتی نظیر مهد کودک در اختیار ساکنان محترم این مجموعه است.

به علت وجود مدارس علمیه فراوان در سطح شهر قم، و مرکز مدیریت حوزه‏ی علمیه آن، طلاب زیادی در این شهر زندگی می‏کنند و بیشترین نیاز آنها در این شهر، مسکن می‏باشد.

از طرف دیگر، به علت ضعف اقتصادی طبقه روحانی که بیشتر به تحصیل و کسب دانش مشغول هستند، معمولاً توان مالی خرید خانه شخصی را ندارند. این امر زندگی را برای خانواده روحانیت دشوار می‏نماید.

برای رفع این مشکل، در سال 1353 ش با صلاحدید مرحوم آیت الله خویی تصمیم گرفته شد که مرکزی فرهنگی ـ مسکونی تشکیل شود. هدف این مجموعه گسترش فرهنگ تشیع و ایجاد مجموعه‏ای مسکونی برای سکونت طلاب در دوران تحصیل در کنار مرکزی فرهنگی می‏باشد.

مجموعه‏ای که نه تنها نیاز به مسکن طلاب را پاسخ دهد؛ بلکه با ایجاد مرکزی فرهنگی دینی که خاصّ این طبقه باشد، رفاه را برای ساکنانش به ارمغان بیاورد. مرحوم خویی طیّ نامه‏ای به داماد و نماینده‏شان در ایران، مرحوم آیت الله سید جلال‌الدین فقیه ایمانی خواستار خرید زمین و ساخت این مجموعه شدند. با پذیرش مسؤولیت راه‏اندازی و نظارت بر ساخت مجموعه مدينة العلم از طرف آیت الله فقیه ایمانی وظایف ایشان افزایش پیدا کرد. مقدمات کار در آن شرایط حسّاس زمانی توسط ایشان فراهم گردید و این پروژه عظیم با ابتکاری بدیع شکل گرفت.

با توجه به موضوع پروژه، زمینی با وسعتی بیشتر از 20000 متر مربع باید در نظر گرفته می‏شد. پس از بررسی زمین‌هایی با این مقیاس، زمین کنونی در امتداد جاده ی قدیم قم ـ تهران انتخاب شد.در مجموع، حدود 53000 متر زمین خریداری شد.

مدينة العلم در سه فاز ساخته شد و به بهره برداری رسید. ساخت فاز یک پروژه که شامل بلوک‌های مسکونی است، از قبل از انقلاب آغاز شد و تا سال 63 به طول انجامید. از سال 1359، تعدادی از طلاب در بلوک‌های 1و2 فاز اول مدینه العلم ساکن شدند و به تدریج بلوک‌های دیگر نیز تکمیل شد.

هم زمان با ساخت واحدهای مسکونی، ساخت مدرسه، خوابگاه طلاب مجرد و کتابخانه و گنبد هم شروع شد.

معرفی فازهای پروژه

مدینه العلم را به لحاظ نوع معماری و مراحل ساخت آن به 3 فاز تقسیم می‏کنیم:

فاز اول

فاز اول که ساخت آن از پیش از انقلاب اسلامی آغاز گردید، دارای 6 بلوک واحد مسکونی است که این بلوک‌ها در دو یا سه طبقه طراحی و اجرا شده‌اند. حدود 100 واحد مسکونی برای خانواده‏های متأهل در این فاز قرار دارد.در این فاز ساختمان‌ها در جهت قبله قرار گرفته‌اند و از نور مناسبی بهره می‏برند. تمام واحدهای مسکونی این فاز در یک طبقه قرار دارند.

در ساخت این پروژه همان طور که مهندس پدیدار در مصاحبه فرمودند تلاش زیادی صورت گرفته تا حریم خانه‌های مسکونی حفظ شود و برای این کار راه حل‏هایی در نظر گرفته شده است؛ مثلا ورودی هیچ خانه‏ای مقابل خانه‏ی دیگر قرار ندارد، همچنین ورودی هر خانه عقب نشسته و حریم ایجاد کرده است و هر خانه برای خود حیاطی مستقل دارد که علاوه بر تأمین نور، نیاز انسان به فضای باز را تأمین می‏کند. یکی دیگر از ویژگی‏های این مجتمع مسکونی این است که برای واحدها حیاط خلوت در نظر گرفته شده است که یکی از سرویس‏های بهداشتی واحدهای مسکونی هم در آن قرار دارد.

مدرسه‏ی علمیه

مدرسه، مساحتی حدود 4500 مترمربع دارد و شامل فضاهای زیر است: واحدهای خوابگاهی، کتابخانه و گنبدخانه.

خوابگاه در دو طبقه روی زمین و یک طبقه زیر زمین ساخته شده است. حجره‌ها در دو لایه و دور تا دور دو حیاط مستطیل شکل و هشت ضلعی شکل قرار گرفته‌اند .لایه‌ی اول رو به حیاط‌های داخلی است و لایه‏ی دوم رو به مدينة العلم قرار گرفته است. در طبقه‏ی زیر زمین و در زیر قسمت خوابگاه، بخش‌های خدماتی مجموعه مانند حمام و سرویس‌های بهداشتی، وضوخانه، آشپزخانه، تاسیسات و انبار قرار گرفته است.

گنبدخانه و کتابخانه

بخش گنبدخانه که در اتصال با بخش‌های دیگر قرار دارد، از تالاری بزرگ تشکیل شده که خود به دو سطح با اختلاف تقریبی 1 متر تقسیم شده است. از این تالار برای برگزاری مراسم مذهبی در برخی از ایام سال استفاده می‌شود. دور تا دور فضای گنبد، فضاهای مدرسه در دو طبقه قرار گرفته و به دور گنبد چرخیده‏اند.

در زیر فضای گنبدخانه نیز کتابخانه‏ی مجموعه واقع شده است که دسترسی به آن از طریق دو دستگاه پله‏ی طرفین فضا از حیاط و دیگری به طور مستقیم از داخل سالن مرکزی صورت می‏گیرد. این فضا شامل میز امانات، قفسه‏های باز و بسته‏ی کتاب، بخش اینترنت و جست و جو، بخش روزنامه و مجلات، قسمت صحافی و بازار کتاب است.

فاز دوم

این فاز که در سه طبقه ساخته شده است، شامل 110 واحد مسکونی است که در 6 ماه طراحی و ساخته شده است. خانه‌ها در این فاز کوچک تر از فاز یک هستند. 

آثار اجتماعی و فرهنگی

نیّت اول:

یکی از نیّات مرحوم واقف تأسیس مدرسه‏ی علمیه مشهد است که می‏توان گفت علاوه بر برکات معنوی این مدرسه و مجتمع بزرگ فرهنگی، تدریس تمام پایه‏های آموزشی حوزه علمیّه از پایه مقدمات، تا سطح و خارج فقه و اصول است و چنین مشهور است که این مدرسه به مرکز حوزه علمیه مشهد تبدیل شده است.

در هر روز، صدها تن از طلاّب فاضل و علاقه‏مندان به فراگیری علوم و معارف اسلامی در کلاس‏هایی که در رشته‏های مختلف برگزار می‏شود، شرکت می‏کنند. وجود استادان متبحّر و نیز اعمال نکردن هیچ‏گونه محدودیتی برای طلاب و دانشجویان علوم دینی که مایل به شرکت در کلاس‏های مختلف مدرسه هستند، از عوامل مؤثر و مهمّ افزایش آمار مراجعان به این مدرسه است.

اگر چه به علت محدودیت فضای ساختمان‏ها 300 طلبه در مدرسه ساکن هستند، اما روزانه حدود 1000 طلبه از کلاس‏های آن به خصوص مجالس تدریس درس خارج فقه و اصول بهره‏مند می‏شوند. برخی از استادان معروف آن عبارتند از: آیات و حجج اسلام حاج علی فلسفی، سید حسن مرتضوی، شیخ مصطفی اشرفی، حاج رجبعلی رضازاده، شربیانی، سیدان، عباسپور، معلّمی، نصراللهی، موسوی تبریزی، جعفری، نقیبی، آهنیان، جواهری، محقق، مباشری، گرایلی و ... .

علاقه‏مندان به سکونت در این مدرسه علاوه بر شرایط عمومی حوزه عملیه مشهد باید واجد شرایط ویژه‏ای که از سوی مسؤولان مدرسه تعیین شده باشند. در این مدرسه، امتحان ویژه‏ای برگزار نمی‌شود و کلیه طلاب موظّف به شرکت در امتحانات عمومی حوزه عملیه مشهد هستند. همچنین همگام با فراگیری علوم اسلامی، طلاب در مراسم و مجالسی که از سوی مسؤولان مدرسه به مناسبت‏های مختلف، به خصوص ایّام وفات معصومین ^ برگزار می‏شود، شرکت می‏جویند.

مرحوم خویی با وقف این مدرسه‏ی دینی نقش عمده‏ای در گسترش و استحکام تمدن اسلامي ایفا کرده است. اهمیت این مسأله تا جایی است که در صدر اسلام نهادهاي علمي از مراکز مختلفي تشکيل می‏شد و مهم‏ترین عامل شکل‏گیری آنها و توجه مسلمين به کسب علم و دانش، توصیه‏ی قرآن و تعاليم پيامبر | بود.

نخستين آيه‌اي که بر پيامبر نازل شد نيز تأکيد بر همين امر داشت: «بخوان به نام پروردگارت». اگر قرآن را به دقت بخوانيم برتري انسان نسبت به ساير مخلوقات در علم و دانش او مي‌باشد.

رفتارشناسی واقف والا مقام، از لحاظ گسترش علوم دینی از این جهت اهمیت فراوانی دارد که ایشان به عنوان یک فقیه با سرلوحه قرار دادن آموزه‏های قرآنی که عامل بسيار موثري در بالا بردن فکر و انديشه مسلمانان بود، این بنای خیر را بنیان نهاد. چرا که با تدبّر و تأمل در آیات نورانی قرآن مشاهده می‏کنیم که خداوند پس از جلب نفوس به فلسفه خلقت و پي‌ريزي شالوده ايمان و زيربناي اصلاحات، افکار را براي هرچه بهتر و بيشتر انديشيدن و آموختن بسيج می‏کند، پي در پي مردم را به تفکر و تعقل ترغيب می‏کند و جهل و بي‌خبري را نکوهش می‏نماید و مردم نادان و بي فکر را کر و کور و لال و در رديف چهارپايان به شمار می‏آورد.

در سراسر قرآن کلماتي از ماده علم و حکمت، معرفت، بصيرت، شعور، فکر، فهم، عقل، تدبر، استنباط و فقه با اسلوبي موثر و موکد، بسيار آمده است. اين بيانات موجب افزايش ارزش علم و تفکر در نزد عموم و در نتيجه جامعه نيز به سوي دانش و انديشه سوق يافت. در کلام نبوي و ائمه نيز مطالب بسياري در مورد آموختن علم و دانش معارف الهی وجود دارد.

دعوت اسلام به ايمان همراه با آگاهي و شناخت بود. هر مسلماني مکلف بود که تحصيل ايمان کند و در اين نظام کسب آگاهي و شناخت بر هر مسلمان به عنوان مقدمه ايمان شخصي و اجتهادي به اندازه توانايي عقلي او واجب است.

مرحوم واقف با ایجاد این مدرسه‏ی دینی، بر آن بوده تا دانشمندان و عالمانی را جهت گسترش و توسعه‏ی معارف الهی به جامعه‏ی اسلامی تقدیم کند؛ چنانکه اهميت دين اسلام به عالمان و دانشمندان بسيار روشن است. اگر آيات الهي و سخنان پيامبر و ائمه را در تکريم دانشمندان گرد آوريم صفحات چندين جلد کتاب را پرخواهد نمود. چرا که همين تعاليم والا بود که جامعه اسلامي را از بزرگ و کوچک به سوي طلب علم و آگاهي سوق داد. بعضي احاديث رسول اکرم | که به اسناد مختلف نقل مي شد حاکي از بزرگداشت علم و علماء بود.

از ديدگاه امیر المؤمنین × پاداش عالم نزد خداوند از پاداش روزه‌دار نماز‌شب‌خوان که در راه دين جهاد نمايد، بيشتر است و امام صادق × عالمان را ميراث‌داران پيامبران معرفي نموده است. با توجه به اين مطالب عالمان دینی همچون آیت الله خویی، علم و اخلاق را ملاک بزرگي اشخاص مي‏دانستند و در اين فرآيند تمام همت خود را صرف ترویج و تحکیم آن کردند.

غير از موارد مذكور و عوامل تحت تاثير آنها، اراده و شور و شوق زيادي نيز براي کسب علم ايجاد شد. گوستاولوبن در اين مورد مي‌نويسد: جدّيتي که مسلمانان در فراگرفتن علوم از خود نشان دادند، حقيقتاً حيرت‌انگيز است.
آنها هر وقت شهري را مي‌گرفتند اولين اقدامشان بناي مسجد و آموزشگاه بوده است.

اميرالمؤمنين حضرت علي × ضمن بيان يک رشته سخنان پرارزش، توسعه علم و دانش و گسترش و بسط فرهنگ، یکی از وظايف حکومت اسلامي دانسته مي‌فرمايد: اي مردم من بر شما حقي دارم و شما نيز بر من حقي، اما حق شما بر من اين است که همواره شما را اندرز و نصيحت کنم و خيرخواهتان باشم و سرمايه‌هاي مالي و حقوقي‌تان را زيادتر کنم و براي آنکه در جهل و ناداني نمانيد و در مقام عمل خوشرفتار و مودب باشيد نسبت به آموزش و پرورش و تعليم و تربيت شما قيام کنم.

حکومت‌هاي اسلامي به دلايل مختلف علاقه‌مند بودند امور رعايا را در مسير طبيعي و صحيح قرار دهند. لذا تا حدود زيادي امور تعليمات را به دست گرفتند. فرزندان اقشار مختلف در مقابل مبلغي اندک در مدارس مشغول تحصيل بودند. اکثر معلمين توسط حکّام به کار گماشته مي‌شدند و در برخي موارد آموزش رايگان بود. رقابت حکام در حمايت و جذب علما نيز در بالا بردن علم و دانش نقش زيادي داشت.

به تدريج که جامعه اسلامي جلوتر مي‌رفت نياز به موسسات تعليمي در آن بيشتر احساس مي شد. مساجد و مکتب‌ها نخستين محل تعليم و تربيت بودند. تشکيل دارالعلم‌ها و در مرحله بعد بيت‌الحکمه و در کنار آن کتابخانه‌ها و رصد‌خانه‌ها نقش عمده‌اي در شکوفايي تمدن مسلمانان داشت. اين روند با تاسيس جامع‌الازهر و نظاميه‌ها به اوج خود رسيد. غير از موارد يادشده علل ديگري مانند ممنوع بودن احتکار علم و دانش، قائل نبودن زمان خاص براي کسب علم، کسب علم از هر کس که باشد و لو غير مسلمان، نيز در سير و پيشرفت مسلمين موثر بوده است.

از اینجاست که حوزه‏های علمیه در تاريخ كشورمان، همواره به عنوان متولّي اصلي هدايت ديني در جامعه به حساب مي آيند و به عبارت ديگر مرجع رسمي تبيين ارزش‌ها و تثبيت باورهاي ديني و استنباط و افتاي احكام عملي روحانيت بوده و خواهند بود؛ چنانكه در پرتو پرسش‌هاي اعتقادي و نيز گفت و شنودهاي مذهبي ميان اديان، همواره ديدگاه جامعه به حوزه و روحانيت معطوف گرديده است اكنون نيز پس از قرن‌ها طلوع خورشيد اسلام، روحانيت در پرتو همان محوريت ديني خويش توانست، انبوه مردم دين خواه را به دنبال خود گسيل دارد و بالاخره هدايت و اجراي يك انقلاب مبتني بر دين را بر عهده بگيرد.

 

نیّت دوم:

اما مدينة العلم آیت الله خویی را می‏توان یکی از بزرگ‏ترین و زیباترین آثار معماری اسلامی دانست که با طرح‏های برگرفته از اصالت سنت و اصول فنّی و مهندسی توانسته الگوی نمونه‏ای برای شهرک‏سازی اسلامی باشد.

بدون ذرّه‏ای تردید عمل خیرخواهانه‏ی واقف بزرگوار و محترم، بازتاب گسترده‏ای را به همراه دارد، و نکته‏ی ظریف‏تر از مو در بطن این رفتار خداپسندانه فرآیند «خانه‏محوری» است. امروزه خانه‏محوری مهم‏ترین و کارآمدترین استراتژی راهبردی دوران غیبت به حساب می‏آید.

برای حفظ شیعه و اصالتهای انسانی الهی او، از جانب پیشوایان دین رهنمودهایی صادر شده است که به عنوان برنامه و استراتژی راهبردی در این دوران و بدون هیچ استبعادی مورد توجه واقف معظم قرار گرفته است.

همانطور که گفته شد یکی از برنامه‌ها و راهبردهای دوران غیبت که مربوط به مباحث خانه و خانوادگی است توجه به خانه و خانواده و ملازم بیت بودن در این دوران است.

امام صادق × می‏فرمایند: «کُفّوا ألسِنَتِکُم وَالزَمُوا بُیُوتَکُم...»؛ در دوره‏ی غیبت زبان‏های خود را نگهدارید و ملازم خانه‏های خویش باشید.

امام صادق × نیز در روایتی می‏فرمایند:

«إذا کانَ ذلك فَکونُوا أحلاسَ بُیُوتِکُم حَتّی یَظهَرَ الطاهِرُ بن المُطَهَّرِ ذوالغَیبَه»؛

هنگامی که چنین زمانی فرا رسد، گلیم (مقیم و ملازم) خانه‏ی خود باشید تا اینکه آن امام غائب پاک سرشت و پاکزاد، ظاهر گردد.

و امیرالمؤمنین علی(ع) در روایت دیگری می‏فرمایند:

«... وَاتَّخِذُوا صَوامِعَکم بُیُوتَکُم و عَضُّوا عَلی مِثلِ جِمرِ الغَضا وَاذکُرُوا اللهَ کثیراً...»؛

در دوران غیبت خانه‏هایتان را محلّ عبادت و صومعه خود قرار دهید و آتش غضا را لای دندان بگذارید (کنایه از حفظ زبان از خطر است) و خدا را بسیار یاد کنید.

پر واضح است با توجه به سیره‏ی اهل بیت ^ و با نگاهی به سایر وظایف ایمانی و انسانی یک مؤمن راستین، توصیه به هوشیاری نسبت به حوادث دوران غیبت و توجه به بیت و خانه‏محوری در این دوران، همراه با توجه به جامعه و جامعه‏گرایی مورد نظر ائمه اطهار^ می‏باشد و تأکید و اصرار اهل بیت ^ بر خانه‏محوری و ملازم خانه و خانواده بودن حاکی از توجه داشتن به اهمیت این نهاد بنیادین اجتماعی و تشکیل هسته‏های صالح و سالم برای تأسیس و تشکیل جامعه‏ی مهدوی است که مرحوم واقف به زیبایی با وقف این مجموعه مسکونی بر آن صحه گذاشته است.

با نظر به آیات الهی و پرداختن آیات متعددی به كلمه‏ی بیت، چنین به دست می‌آید كه این مكان مسقفِ محدود كه محلّ اجتماع و زیست جمعی بشر و اولین محیط رشد و پرورش وی است، مورد عنایت حق بوده و برحسب كارایی و جایگاهش در حیات انسانی، از اهمیت بسزایی برخوردار است و خانه نه فقط جایگاهی برای استراحت و خوابیدن و یا امور دنیایی است، بلکه پایگاهی برای عبادت، تحقیق، تفکر و حصنی برای اولیای الهی است.

از دیدگاه قرآن کریم و اهل بیت ^ و نیز از منظر کارشناسان مسایل تربیتی همچنین در نظر واقف ارجمند، محدوده‏ی خانه برخوردار از قداست و اهمیت ویژه‏ای می‏باشد که خانه‏های مهدوی لازم است ضمن آشنایی با این اهمیت و قوانین و آداب خانه، برای اجرای قواعد خانه‏داری تلاش نمایند. اهمیت ویژه خانه سبب شده است تا دین برای ساختن خانه، ورود به آن، حضور در آن و خروج از آن قوانین و آداب خاصّی را تنظیم کند، همانطور که برای خانه‏های خداوند (مساجد) در زمین، احکام ویژه‏ای وضع شده است.

یکی از مشخصات خانواده‏های الهی، ولائی و امام زمانی بهره‏گیری حداکثری و چند منظوره از خانه و محیط آن می‏باشد؛ این دیدگاه بر اساس آموزه‌ها و سفارشهای اهل بیت ^ و جزء سیره‏ی مبارکه‏ی ایشان می‏باشد.

خانواده‏های مهدوی باید از خانه به عنوان کانونهای چند منظوره و چندکاره بهره گیری نمایند، یعنی علاوه بر استراحت و خواب و خوراک و تأمین آرامش و آسایش در خانه می‏توان بهره‏های دیگری هم گرفت که مهمترین آن تبدیل خانه به پایگاه علم و علم آموزی مکتب تربیتی اهل بیت ^ و محلّ رفت و آمد محبّان اهل بیت ^ است. در اینجا به چند نمونه از کارکردهای معنوی خانه اشاره می‌کنیم:

1. تبدیل خانه به کانون‏های ولایت و دین‏آشنایی

امام صادق × می‏فرمایند:

«أبلِغ مَوالیَنَا السَّلامَ وأوصِهِم بِتقوَی الله... وأن یَتَلاقَوا فیِ بیوتِهِم ولیَتَفاوَضُوا عِلمَ الدِّین فانَّ ذلک حیاهٌ لأمرنا، رَحمَ الله عبداً أحیَا امرَنَا»؛

سلام ما را به دوستان و موالی ما برسان و آنها را به تقوای الهی سفارش فرما... و اینکه در خانه‏هایتان با یکدیگر ملاقات کنید و با یکدیگر راجع به علوم دینی مذاکره و گفتگو کنید، چرا که با این کار، أمر ما اهل بیت زنده و پویا می‏شود، خداوند بنده‏ای که أمر ما اهل بیت را احیا کند، رحمت فرماید.

2. تبدیل خانه‏ها به کانون دیدار بین محبین اهل بیت^ با هدف احیای امر ایشان

امام باقر(ع) می‏فرمایند:

«تَزاوروا فِی بیُوتِکم فانَّ ذلک حَیاهٌ لأمرِنا، رَحمَ الله عبداً أحیَا أمرَنَا»؛

یکدیگر را در خانه‏هایتان زیارت کنید، چرا که در این ملاقات و زیارت أمر ما اهل بیت، زنده و پویا می‌شود، خداوند بنده‏ای که أمر ما اهل بیت را احیا کند رحمت فرماید.

3. پایگاه هجرت به سوی خدا

{ وَمَن یَخرُج مِن بَیتِه مُهاجراً إلی الله ورَسُوله... }؛

هر کس به عنوان مهاجرت به سوی خدا و رسولش، از خانه خود بیرون رود... .

خانه‏های مؤمنین می‏توانند پایگاهی برای پرواز به سوی خدا و مهاجرت الی الله باشد، همچنانکه نبی مکرم اسلام | در شب معراج از خانه خود به سوی آسمان‌ها حرکت کردند و نیز حضرت زهرا÷ از خانه‏ی خویش با عروج إلی الله به مقام شهادت نائل آمدند.

 

4. خانه‏ها محل تعلیم و تربیت و مذاکرات علمی

لقمان به فرزندش چنین توصیه کرد که:

«أی بُنیَّ صاحبِ العلماِ وجالِسهُم وزُرهُم فی بیوتهم لَعلَّكَ أن تَشبِهَهُم فَتَکُون َ مِنهُم»؛

 فرزندم! با علما همراه باش و با آنان نشست و برخاست کن و آنان را در خانه‏هایشان زیارت کن چرا که شاید با این عملت شبیه آنان شوی و در نتیجه از آنان گردی.

 

5. مرکز بهداشت و نظافت

امام کاظم × می‏فرمایند:

«ملکٌ یُنَادِی فی السَّماء: اللهمّ بارِکٌ عَلَی الخَلاّلین والمُتَخَلِّلین وَهُمُ الَّذین فی بُیُوتِهِمُ الخَلُّ وَالَّذین یَتَخَلَّلون»؛

فرشته‏ای در آسمان ندا می‏دهد: خداوندا! خلاّلان و متخلّلان را برکت ده و آنان کسانی هستند که در خانه‏هایشان سرکه «خلّ» هست و کسانی که خلال می‏کنند.

 

6. خانه، کانون آرامش‏زا و سکینه

{واللهُ جَعَلَ لَکُم مِن بُیوتِکم سَکَناً}؛

و خدا برای شما از خانه‏هایتان محلّ سکونت (و آرامش) قرار داد.

این محیط برای اعضاست و فضای محدود و امن خانه، حریمی برای ابراز احساسات، بیان اسرار، ارضای غرایز و تأمین نیازهای جسمی و روحی انسان است. این سكونت و امنیت را خداوند به خود نسبت می‌دهد و آیه‏ی مذکور را می‏فرماید. واژه‏ی «سكن» به معنای هر چیزی است كه انسان به وسیله‌ی آن تسكین یابد. انسان علاوه بر نیاز به سكونت در خانه، به محلّی برای تسكین آلام روحی، رها شدن از برخی قیودات اجتماعی، استراحت به نحو دلخواه، خلوت كردن و راز و نیاز با خدا و محرمان نیاز دارد. اگر خانه تأمین كننده این نیازها نباشد، مسكن نخواهد بود.

 

7. تبدیل خانه به مسجد

حضرت زهرا و امیرالمؤمنین’ در خانه، محراب عبادت و اتاقی برای عبادت داشتند و نماز شب و عبادات خود را در آن به انجام می‌رساندند، هر چند ارتباط ایشان با مسجد نیز قوی و مستمر بود. سایرین نیز علاوه بر شرکت در مساجد برای عبادت جمعی می‏توانند در خانه محرابی برای عبادت داشته باشند.

امام صادق × به مِسمَع فرمودند:

«إنّی اُحِبُّ لَکَ أن تَتَّخِذَ فی داركَ مسجداً فی بَعضِ بیوتِكَ...»؛

من دوست دارم یکی از اتاق‏های منزلت را مسجد قرار دهی.

البته به فرموده‏ی روایات، شایسته است نمازهای واجب در مساجد و نمازهای نافله در خانه اقامه گردد، اما زنان نیز می‏توانند در صورت عدم وجود شرایط حضور در مسجد، خانه‏ی خویش را مسجد قرار دهند و همان ثواب حضور در مسجد برای ایشان لحاظ می‏گردد.

 

8 . خانه، آموزشگاه علمی قرآن و حکمت‏آموزی

قرآن می‏فرماید:

{واذکُرنَ ما یُتلی فی بیوتِکُنَّ مِن آیاتِ الله والحِکمَة}؛

آنچه که از آیات الهی و حکمت و دانش در خانه‏های شما خوانده می‏شود را یاد کنید.

آیه خطاب به همسران پیامبر اكرم | است و نكاتی از آن برداشت می‌شود:

ـ فضایلی كه از خانه و خانواده نصیب انسان می‌شود، ارزشمند است و باید برای بكارگیری در زندگی حفظ شود.

ـ خانواده‌ی پیامبر | الگویی برای همه خانواده‌هاست؛ لذا باید بیش از دیگران مراقب امتثال اوامر الهی باشند.

ـ هر فرد باید حافظ شئون، موقعیت و آبروی خانواده خود باشد.

ـ محیط آرام و مأنوس خانه، مناسب‌ترین محل برای اندیشه، ذكر، یادآوری كلام خدا و ذكر حكمت‌های الهی است.

ـ خانه مكتبی برای تربیت انسان‌هایی عبد و مطیع حق است.

كاركرد وسیع و گرانقدر خانه، آن را مكانی مورد احترام و عنایت قرار داده است؛ اما چنان‌چه این محل معبدی برای بندگی و ذكر حق واقع شود، خداوند آن را رفیع و عظیم می‌گرداند. چنان‌كه خطاب به رسول گرامیش می‌فرماید:

{فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذكر فیها اسمه یسبّح له فیها بالغدوّ والاصال}؛

رفعت و علوّ حقیقی خاصّ خداوند متعال است؛ خانه‌ای كه مسجد خداوند و محل تسبیح او باشد، نیز عظیم و مرفوع است.

آن‌چه از آیه فوق و تفسیر مرحوم علامه طباطبایی استفاده می‌شود، این است كه اگر خانه از هر پلیدی و لوثی منزه بماند و به ذكر خدا و عبادت او مزیّن شود، رفعت می‌یابد و از یك چهاردیواری سرد و بی‌روح خارج می‌شود و هرچه صبغه‌ی الهی و معنویش بیشتر شود، مقامی رفیع‌تر می‌یابد كه مصداق كامل آن كعبه، خانه‌ی خدا است.

و هم اکنون مجموعه‏‏ی موقوفه‏ی مسکونی مرحوم خویی در اختیار فضلای حوزه‏ی علمیه قرار گرفته و بیش از سیصد خانوار با ملیت‏های مختلف را در خود جای داده است. همچنین سالیانه حدود یکصد طلبه مجرد نیز در مدرسه علمیه این مجتمع، اشتغالات علمی دارند. کتابخانه با عظمت آن هم نیاز دانش‏پژوهان مجموعه را برآورده می‏کند. تا کنون چند هزار خانوده توانسته‏اند از برکات این مجتمع مسکونی بهره‏مند گردند. شایان ذکر است بنیان‏گذاری مجموعه مدينة العلم حاصل تلاش چشمگیر آیت الله فقیه ایمانی است. مرحوم خویی جهت قدردانی از خدمات و زحمات مخلصانه‏ی ایشان در نامه‏هایی کراراً مزد و اجر ایشان را از امام زمان × مسألت نموده‏اند.

از آنجا که منطقه‏ای که مدينة العلم در آن احداث شده پیش از آن، منطقه‏ای زراعی بوده و به دلیل دوری از مرکز شهر رونقی نداشته است، با شکل‏گیری این مجموعه و ساخته شدن مسجد و بیمارستان در آنجا، آن منطقه به سرعت آباد شده است. با افزایش جمعیت و در نتیجه افزایش ساخت و ساز، شهرها گسترش می‏یابند؛ با این حال، وجود بیمارستان و شکل‏گیری منطقه‏ای مسکونی برای قشری خاص و فرهنگی و مورد اعتماد و توجه، در شکل‏گیری سریع‏تر محلات در کنار آن و گسترش شهر به آن سو و مهیّا شدن امکانات حائز اهمیت است.

کتابخانه‏ و گنبدخانه‏ی این مجموعه نیز برکات بسیاری را به همراه داشته است. از کارهای مهمّ انجام شده در گنبدخانه، اتمام ضریح امام موسی کاظم × و حضرت امام جواد × به دست هنرمندان چیره‏دست ایرانی است.

به فرمایش آیت الله خویی مقدّمات ساخت ضریح در ایران فراهم و ساخت آن در اصفهان آغاز گردید، ولی با شروع جنگ تحمیلی 8 ساله، کار متوقف شد. به دستور آیت الله فقیه ایمانی برای محافظت از این اثر ارزشمند، آن را به مدينة العلم منتقل کردند. پس از آتش‏بس و آرام شدن اوضاع و احوال صندوق‏های حامل ضریح به زیر گنبد آورده شد و در آنجا به هم متصل گشت و پس از اصلاحات و تکمیل و اطمینان از حسن انجام کار، با همت حجت الاسلام و المسلمین سید جواد شهرستانی به کاظمین فرستاده شد.

کتابخانه این مجموعه نیز در اشاعه فرهنگ و دانش، تلاش‏های شایان توجهی داشته و کتاب‏هایی را منتشر کرده است. چاپ کتابهای «البیان فی تفسیر القرآن»، ترجمه آن، دوره کتاب «معجم رجال الحدیث»، کتاب «منهاج الصالحین»؛ «مبانی تکملة المنهاج»؛ «استفتائات»؛ رساله عملیه «توضیح المسائل» و «مناسک حج» و همچنین احیا و چاپ دوره کتاب نفیس «جامع احادیث الشیعه» مرحوم آیت الله بروجردی از اقدامات برجسته این کتابخانه می‏باشد.

نشر و اهدای کتاب‏های مختلف دینی به مؤسسات و کتابخانه‏ها از دیگر خدمات و برکات با ارزش این مرکز است.

حشره الله مع الامامین الهمامین المدرسین لکلّ العالًم والعالِم اللذین جُمع فیهما علوم الأول والآخر العالمین بأسرار الظاهر والباطن، الشهیدین الباقر والصادق ’ ورجعه الله مع الذی بذل مهجته فیه. صاحبه و مولاه طاوس أهل الکبریاء وحمامة أهل الجبروت ناموس الدهر وامام العصر الحجة بن الحسن العسکری علیه صلوات الله.

منبع: کتاب موقوفات الرجال/ محمد محمد زاده

نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده می شود
* نظر:
آخرین اخبار
tr_sar tl_sar
box